چهارشنبه سوري
March 13, 2007
چقدر خوبه آدم با ٨ تا از دوستاش با
بارت بره بركلي براي چهارشنبه سوري, وقتي مي رسي اونجا مي بيني براي پريدن از رو آتيش بايد توي صف چند مايلي وايستي از خيرش مي گذري تصميم مي گيري بري توي صف آش وقتي مي خواهي بري اين
خانم رو مي بيني شروع مي كني به حرف زدن, بعد اون خانم گل مي گه كه اين
عكس ها رو ديده وچقدر خوشش اومده بعد با خنده مي گه حالا اسم شما محمده يا مهران, تو هم مي خندي و مي گي محمد معروف به مهران آخه وقت نداري داستان زندگيتو توضيح بدي كه چرا دو اسمه شدي بعد خداحافظي مي كني مي ري كه به صف آش برسي
اين آقا را مي بيني آخرين باري كه ديديش يك ماه پيش بود , باهاش حسابي حرف مي زني و قرار يك برنامه رو مي گذاري بعد به ٨تا دوستات در صف آش مي پيوندي و بعد از يك صف طولاني از يك خانم بداخلاق آش مي خري داري مي آيي بيرون يك خانم جوان كه تا حالا اونو نديدي جلوتو مي گيره و مي گه مي خواستم بگم كه واقعا از شعري كه در برنامه نوروز دانشگاهتون خوندين خوشم اومد توهم خجالت مي كشي و مي گي خيلي ممنون بعد اون خانم مي گه مي شه يك كپي از شعررو بهش بدم مي گم شعر حافظ و سعدي بود خانم جوان مي گه نه منظورم اون شعري كه اول برنامه خونديد ,همون كه نوشته خودتون بود تو هم بيشتر خجالت مي كشي و ايميل خانم رو مي گيري كه براش شعر رو ايميل كني و بعد متوجه مي شي كه ٨ تا دوستات رو تو جمعيت گم كردي توي يك دستت آش داري و دست ديگه ات تلفن داري توي اون همه صدا با دوستت حرف مي زني كه كجا هستن كه ناگهان اين
دوست عزيز رو مي بيني از خوشحالي وسط مكالمه با دوستت تلفن رو قطع مي كني كه بتوني دوستت رو درآغوش بگيري با پسر و آشنا هاي دوستت صحبت مي كني بعد متوجه مي شي كه تلفنت داره پشت سر هم زنگ مي زنه اون يكي دوستت كه تلفن رو روش قطع كرده بودي نگرانت شده كه چرا تلفن رو قطع كردي با شوخي هم مي گه ترسيدم كه اون خانم بداخلاق آش فروش انداختت تو ديگ مي ري ٨دوستاتو پيدا مي كني با اون ها در حآل آش خوردن يك كم مي رقصي , هنوز صف براي پريدن از رو آتيش طولاني است ازدور به آتيش مي گي" زردي من از تو سرخي تو از من"
Comments
سلام بر حاج محمد یا حاج مهران.
چهار شنبه سوری شما که جالب بوده.ما هم هی انگار که تو شهر پارتیزانا اومده بودند.دیشب ذکر خیر شما بود.بعدا برات تعریف میکنم.ما هم با دوستم حمید یه محفل دونفره داشتیم.و جای شما رو خالی کردیم.همیشه خندان باشی.با سرخی
حامد | March 14, 2007 2:54 AM
همه این اتفاقای خوب یکجا برای شما افتاده؟ بابا! لاکی گای!!!!
آرزو | March 14, 2007 3:54 AM
گاهی آدم سکوت می خواد می فهمید که؟
آذر | March 14, 2007 6:48 AM
نامرد آخه چقدر دختر
یکم هم به فکر خواننده ها باش
سیاهُ | March 14, 2007 7:54 AM
Alahazrat Jan: I should say that you make it sound like you were in a different place than we were! Sounds like you had a lot more fun that we did! Dele doostat ro ham misoozooni! For several years, I used to celebrate Charshanbeh Soori in Theran, and the big difference, as your friend Hamed pointed out, is how noisy the event is in Tehran, with costant explosions all night. The ceremony has changed shape in Iran to accommodate the police pressure. It is a shame, because this is probably the sweetest, kindest, and funnest ceremony Iranians have all year. Anyhow, it was good to run into you, and I didn't know we caused so much havoc! Be good. Will you come to Berkeley this weekend?
Anonymous | March 14, 2007 8:29 AM
Oops. Sorry, I forgot to type my name again! I keep doing that.
Nazy | March 14, 2007 8:30 AM
Nazy jan, i was such a pleasure running into you, you didn't cause any havoc, when I saw you i felt I am seeing a old friend a relative, someone that I care and I know alot. I was SO glad to see you and meet your son, mashala cheshme sheyton kor, he looks like Italian actor. I hope to see you again
اعلي حضرت حاج آقا | March 14, 2007 8:35 AM
شما یه ذره وقت کردی تفریح کن پسرم! بد نگذره؟
لوا | March 14, 2007 11:46 AM
بابا بیمعرفتها!!خبر میدادین من هم میومدم!!نشسته بودم خونه در و دیوار رو تماشا میکردم
بایرامعلی | March 14, 2007 12:11 PM
baba khosh be haletun. che barnameye toopi! bavar kon too iran ham be in ghashangi 4 shanbe soori ro bargozar nemikonan...
MARYAM | March 14, 2007 1:53 PM
لوا جوني
خدا سر شاهده هر روز مي گم بساط نوروز تعطيل ولي نميشه , بقول نازي جون اين اعلي حضرت حاج آقا رفوزه مي شه آخرش
آقابيرامعلي خان
خداسر شاهده كه خودم هم تا يك ساعت قبلش نمي دونستم مي خوام برم يا نه وگر نه كه شما اولين هستيد
مريم خانومي
خدا سر شاهده كه هيج جا نوروز مثل تو خود ايران نمي شه
اعلي حضرت حاج آقا | March 14, 2007 5:59 PM
ميشه اينقدر دل ملت و آب نكني
هر شب و روزت خوش
(آدمكي كه آب از دهنش ميريزه )
سايه | March 15, 2007 11:14 AM