Al Bano & Romina Power - Felicita

+Watch Video



آن سوی دیوار
بهار
ميرزا پيكوفسكي
حاجی واشنگتن
بلوط
خيلي دور، خيلي نزديك
ماکان
نق نقو
آقا حميدرضا
Iran-Italiano
آذرستان
شبیر
مریم
از پشت يك سوم
کرمانیان
رویاهای گمشده
بایرامعلی
خورشيد خانم
مرا زندگي کن
تمشك
آلوچه خانوم
From Berkeley
سرزمین رویایی
زن نوشت
عسل بانو
FarNice
Gargle me
مريم گلي
روژ
صبا بی‌قرار
اميد معماريان
سارا و پاییز
ايتاليا و ايتاليايي
آزاده عصاران
خانم حنا
جيرجيرك
دختر كولي
روز برمی آید
ا. ش
علف هرزه‌
ساعت شنی
از زندگی
یغورت
زندگي روي ترن هوايي
سام كوچولوي عزيز
*قاصدک
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
« | Main |
عكس
»

سريال ترش و شيرين

April 4, 2007
اين چند روز هر وقتي كه گير مي آرم سريال ترش و شيرين رو دانلود مي كنم راستش هر چي هم بيشتر مي بينم بيشتر حالم گرفته مي شه دلم مي سوزه وقتي مي بينم چه بلايي سر سريال هاي نوروزي اومده اون سالهايي كه من ايران بودم سريال هاي نوروزي اينقدر بامزه بودن كه آدم هرجا بود و ديدو بازديد داشت سر ساعت ٩ جلوي تلوزيون بود

سريال ترش و شيرين سريال بي خودي است كه سخت تلاش مي كنه تا شخصيتي براي خودش پيدا كنه از يك طرف مي خواد دراماتيك باشه و از طرف ديگه ديوانه وار مي خواد كمدي باشه و كمدي بودن اون با حرف ها و اتفاق هاي بامزه نيست بلكه كمدي بودن اون با زدن دربه صورت هم ديگه انداختن ليوان آب ,دست زدن به لوله بخاري و غيره استִ راستي اگر يك روز قانون تصويب بشه و بگه ساختن سريال در مورد عاشق شدن يك پولدار به يك بي پول قدغن است سريال هاي ايراني ورشكست مي شن چيز ديگري كه در ترس وشيرين آزار دهنده هست براحتي فحش دادن در ديالوگ هاست, نه تنها مسخره كردن و فحش دادن در اين سريال راحته بلكه قراره مفرح هم باشه

من از شخصيت ناصر در اين سريال خيلي بدم مي آد و فكر مي كنم كه ناصر تنها شخصيت واقعي اين سريال هم هست آدمي بي كار و تنبل كه كثافت از سر و روش مي باره وبا دروغ و كلاه برداري كار هاشو راه مي اندازه , ناصر از همون آدم هاي بدبختي است كه در دنيا هيچ ندارن و در عين حال فكر مي كنن كه باهوش ترين هستن از همون هايي كه با مسخره كردن ديگران گل سر سبد جمع مي شنִ در فرهنگ امروزي ما استفاده كردن از كلمات ناجور ومسخره كردن و انداختن رو ديگران به زمين يك جور تفريح به حساب مي اد و اين آزار دهنده هست وقتي مي بيني كه اين موضوع اينقدر عادي شده در تلوزيون از اون به عنوان وسيله اي در خنداندن بيننده استفاده مي كنن

شخصيت هاي ديگه اين سريال شخصتي هاي غير واقعي هستن كه در زندگي واقعي هيچ وقت پيدا نمي شن ִ من فكر نمي كنم در هيچ جاي دنيا يك مرد پولدار تاجر عاشق يك زن ترشي فروش بشه

و درآخر هم تا كي ما مي خواهيم در فرهنگ مون از زن به عنوان يك وسيله در خوشبختي مرد استفاده كنيم؟ در اين سريال كم نيستن ديالوگ هايي كه مي گن" مي خواهم براي زن بگيرم كه برات كوچولو بياره" " مي خوام زن بگيرم كه شب مي ام خونه يكي جلوم غذا بزاره" "براي آقا بزرگ زن بگيريم كه سرگرم بشه"

راستي چه بلايي سر سريال هايي مثل خانه سبز, آواي فاخته, آپارتمان , همسايه ها,نيمه پنهان ماه و ارايشگاه زيبا اومد؟





4:03 AM

Comments

چی واسه خودت می بری می دوزی نشستی از تو آمریکا نظر میدی باید تو ایران باشی و ببینی موقع پخش ترش و شیرین مردم به چه تکاپویی می افتند. شما همون دایی جان ناپلئون لوس 30 سال پیشو نگاه کن و از خنده ریسه برو!!!!!!

Anonymous | April 4, 2007 8:37 AM

جالب اينجاست من هنوز دايي جان ناپلئون رو نديدم با اينكه كلي دلم مي خواد ببينم, در ضمن دايي جان ناپلئون ما ٤٠ سال پيشه نه سي سال اگر واقعا مردم براي اين سريال تكاپو مي افتن بايد فكر يك چاره بود ִִִ درضمن خيلي خوب بود اگر جنابعالي اسم خودتونو با ايميلتون رو مي گذاشتيد اينطوري بنده مي دونستم كجا بيام و آتش جنابعالي رو خاموش كنم

اعلي حضرت حاج آقا | April 4, 2007 8:56 AM

Mehran Jan,

Well said my dear! Migam shahkari male hamin karhate! I'm glad you are keeping up with what is happening in Iranian television, simply because so much of what people watch does find its way into their everyday interactions, colloquialism, and psyche. However, I gave up on Iranian TV a long time ago. Except for a few flashes of pure genius, the rest are repetitive, cheap, demeaning, insulting, and plain maddening. Those characters are all fake, their dialogues are fake, and the "moral messages" they try to convey are old and obviously unobserved by the very government that airs them.

In your list of memorable series, you forgot to mention "Arayeshgahe Ziba" which was my personal favorite!

Nazy | April 4, 2007 8:57 AM

حاجی جان حالا این سریال خوبه است که کلی طرفدار دارد.از اون سریال های دوزاری ندیدی که از عصبانیت میخواهی سرتو بکوبی به دیفال

Anonymous | April 4, 2007 5:53 PM

این بالایی منم نمیدونم چرا اسمم نیفتاد

بایرامعلی | April 4, 2007 5:55 PM

بيرامعلي جان اي كاش مي دونستم چرا طرفدار داره !!!! خيلي مسخره هست,,, والا من از باغ مظفر خيلي خوشم اومد حتي نرگس هم باحال بود ولي اين يكي خيلي بي خوده

اعلي حضرت حاج آقا | April 4, 2007 8:14 PM

سلام مرسي كه بهم سر زده بودي. جواب رو در همون جا دادم. در مورد پست خودت: سر سريالها همون بلايي اومده كه سر آدمها در اين چند سال اومده! توقع داشتي اتفاق ديگه اي بيفته!؟

الهام- سبزينه | April 4, 2007 8:35 PM

سلام، این که تو مملکت ما هر کی بقیه را تو جمع مسخره گنه ، گل مجلس میشه را واقعا خوب اومدی.

محمد | April 6, 2007 11:11 AM

سلام

اينكه رنگ مكه رو نديدي ولي حاجي هستي خيلي گاف بزرگيه.....
نه آخه به تو بد نمي گذره... انگار. ترش وشيرين وضع وروز مردم ايران به نزديك ترين شكل ممكن است.
حالا شما مثلا حاجي اقا سليقه ي كاملا غير ايران را با انتخاب مثلا باغ مظفر كه چندان مورد توجه مردم ايران قرارنگرفت نشان دادي.
اصل اصل است.

خدا | April 11, 2007 7:18 AM

حالا ما مكه نرفته شديم حاج آقا!!! شما چطور شديد خدا؟؟؟؟؟قربون اون اصل اصل گفتنت ها

اعلي حضرت حاج آقا | April 12, 2007 1:56 AM

خانه ی سبز/آرایشگاه زیبا/روزی روزگاری

غزل | April 15, 2007 6:23 AM

Post a comment