اندی- دارم می روم به تهران

+Watch Video



حاجی واشنگتن
ايتاليا و ايتاليايي
بهار
بلوط
ا. ش
از پشت يك سوم
From Berkeley
بایرامعلی
خورشيد خانم
تمشك
ماکان
یغورت
آذرستان
زن نوشت
خانم حنا
ميرزا پيكوفسكي
آقا حميدرضا
آن سوی دیوار
نق نقو
آلوچه خانوم
شبیر
مریم
علف هرزه‌
FarNice
دختر كولي
روژ
سرزمین رویایی
مريم گلي
جيرجيرك
آزاده عصاران
عسل بانو
کرمانیان
خيلي دور، خيلي نزديك
مرا زندگي کن
صبا بی‌قرار
*قاصدک
Iran-Italiano
سام كوچولوي عزيز
سارا و پاییز
رویاهای گمشده
Gargle me
اميد معماريان
روز برمی آید
ساعت شنی
از زندگی
زندگي روي ترن هوايي
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
Vote for MONO NO AWARE!!!
| Main |
خداوندا ما را به راه راست هدايت فرما
»

April 17, 2007

به قول لوا برق وبلگستان دوباره رفتִִִ چه قدر بده اينطوري, آدم نمي دونه كجا چه خبره


2:18 AM

Comments

والا من که فعلا زن نمیخوام تازه آدم توی سانفرانسیسکو که زن نمیگیره!!! فکر کنم باید مرد بگیره!!!

آقا من مزاحمت نمیشم، ولی اگر اومدم اونورا یه ایمیلی چیزی بهت میزنم که ما هم وبلاگنویسای معروف رو ببینیم

یادم باشه از جاده 1 بیام :)

از سانفرانسیسکو بیشتر برای ما جنوبی ها بگو :)

سیاه | April 17, 2007 8:35 AM

مرد بگيره؟؟؟؟؟ چي مي گي عمو جان!!! توي اون جنوب چي به شما در مورد شهر ما گفتن؟ از دست اين ايالت هاي قرمز چشم ديدن راحتي ما آبي ها رو ندارنִִ

اعلي حضرت حاج آقا | April 17, 2007 8:46 AM

اعلیحضرت جان شمع تو دست و بالت پیدا نمیشه؟ ما که هیچی نمیبینیم؟

بایرامعلی | April 17, 2007 8:52 AM

بابا تو که کل هویت ما رو ریختی وسط که :) حالا این شهر ما رو سانسور کن علل حساب اگه میتونی :)

والا در باب اینکه من این اطلاعات درباره سانفرانسیسکو رو از کجا آوردم باید بگم یکم مطالعه شخصی!!! یکم دایی جان ناپلئون!!! یکمم که خوب دیگه همه میدونن که سانفرانسیسکو بهشته دیگه


ببین رسما من از امروز برنامه ریزی و گدایی پول برای مسافرت رو شروع کردم،

the merlot would be on me that day,

من یکی دو تا رفیق اونورا دارم و میرم پیششون ولی یه وقتی به ما بده که ما ببینیمت و یه دمی به باده بزنیم با هم


سیاه | April 17, 2007 8:54 AM

چي بگم بايرامعلي جان!!! شمع كه نه باتري چراغ قوه مون هم تموم شده!!!! همهش هم اين دست و بال ما مي خوره به در و ديوار توي اين تاريكي


سیاه
آقا سانسور كرديم ببخشيد نمي دونستيم خصوصي هستִִִִ اگر اومدي به من بگو حتماִִִִִ

اعلي حضرت حاج آقا | April 17, 2007 8:57 AM

خصوصی که نیست برای دوستان، ولی خوب، حفظ خشتک موجب طول عمره

آقا شرمنده کامنت دونیه شما رو هم کردیم چت روم

میبینمت

سیاه | April 17, 2007 9:12 AM

Post a comment