Like a poet, touch me for very first time
وقتي دل ياد دوران بچگي مي كنه mi ricordo quell momento mi ricordo quella stanza buoia una finestra piccola un momento, un respiro, un amore in un notte di augusto da solo mi ricordo la storia, la storia di Amore momenti di speranza, momenti nell tuo abbraccio momenti da ricordare, da amare un momento di finta un sorrisso trieste...
ادامه
فمينيست لاك پشتي
با ديدن اين ويديو اعصابم يك كم خط خطي شد وحس شديد پيوستن به حزب حمايت از حقوق زنان لاك پشت در من بوجود آمده, آهاي فمينيست ها كسي مي تونه به من بگه چطور مي تونم فمينيست لاك پشتي بشم؟ اين ويديو رو تا آخر ببينيد...
ادامه
كرمان ورجين
نخير آقا اين بي خود مي گه, آخرين باري كه من چك كردم كرمان ورجين نبودִ الهي من قربونش برم...
ادامه
چند كلمه حرف جدي
اين نوشته ها تخصصي نيست بلكه تحقيقي است سن فرانسيسكو با تمام زيبايي هاي بي نظيرش يك وجه سياه داره اين شهر بيشترين رتبه رو در افراد مبتلا به ويروس اچ آي وي در تمام آمريكا داراست, اين ويروس كه بعد از مدتي سيستم دفاعي بدن رو از بين مي بره در اين شهر بي داد مي كنهִ بيماري...
ادامه
American poem
I came cross of this poem today, please read it and tell me what the poet is trying to say. you will be suprised my dears. This is just to say I have eaten the plums that were in the ice box and which you were probably saving for breakfast Forgive me they were delicious so sweet and so...
ادامه
عشق من سينما
كي مي خواهد اين آخر هفته اي با من بياد فيلم زندگي در رز رو ببينه؟ داستان زندگي اديت پياف خواننده فرانسويִ ببخشيد نازي جان شما چيزي گفتين؟...
ادامه
از اعلي حضرت چه خبر
زنده ام, نمرده ام ولي حوصله ندارم , يك عالمه چيز براي نوشتن دارم ولي نمي دونم چرا دستم به نوشتن نمي ره مثلا كلي چيز مي خواستم از مهماني اين خانم كه هفته پيش بود بنويسم, راستش اينقدر اون شب به من خوش گذشت كه وقتي ساعت پنج صبح داشتم برمي گشتم خانه ماهيچه هاي صورتم از شدت...
ادامه
الان دو ساعته كه دارم با خودم كلنجار مي رم كه چطور به قول اين خانم بازگشت پيروزمندانه خودمو جشن بگيرم, چند بار نوشتم ولي پاكشون كردم اول مي خواستم در مورد جريان هاي زندگي ام بگم و عمل جراحي كه از اين به بعد چه اثري در زندگي ام خواهد گذاشت كه بعدش ديدم جريان لو مي ره,...
ادامه
گنج هاي من
امروز برگشتم خانه الان يك كم انرژي پيدا كردم كه بنويسم خدا پدر مخترع قرص هاي مسكن رو بيامرزه كه اگر اون ها نبودن شايد از درد مي مردمִ خدا رو هزار مرتبه شكر حالم خوبه هر ٦ ساعت يك بار بايد آنتي بيوتيك بخورم و هر ٨ ساعت يك بار دو تا قرص مسكن و خواب آور روزي...
ادامه