




از صميم قلب از همهتون كه برام كامنت گذاشتيد, ايميل زديد و زنگ زديد و بعضي هاتون هر سه تا رو انجام داديد ممنونم اون هايي هم كه كلاس گذاشتن و هيچ كدوم رو انجام ندادن اين نيز بگذردִ راستش درد بي كسي اين عمل منو بيشتر عذاب داد تا درد فيزيكيִ قبل از عمل فكر مي كردم خودم تنهايي مي تونم از عهده اش بر بيام ولي اينطور نبود
يك مثل قديمي ايتاليايي مي گه هر كس يك دوست پيدا كنه مثل اين مي مونه كه يك گنج پيدا كرده و من فكر مي كنم با ارزش بودن اين گنج در سختي هاي زندگي مشخص مي شهִ چند روز گذشته من دو تا گنج با ارزش پيدا كردم يكيش از دنياي حقيقي و ديگري از دنياي مجازي
رضا گنج من از دنياي حقيقي هست رضا همكلاسي من در دانشگاه هست رضا اهل اروميه هست رضا هيچ اعداي روشنفكري نمي كنه رضا از دنياي وبلاگ هيچ نمي دونه دنياي رضا فقط به ساختمان و پل مهندسي ختم ميشه ولي رضا مرام داره رضا يك آدم حقيقي هست رضا قلب بزرگي داره, رضا يك دوست واقعي هستִ
نازي گنج من از دنياي مجازي هست, شايد وبلاگ نازي مجازي باشد ولي قلب نازي بزرگتر از هر دنياي واقعي هست نازي زني هست كه بالاترين بلندي ها و پايين ترين پستي هاي زندگي رو تجربه كرده ولي اين از محبت و مهرباني اين زن كم نكردهִ نازي تجربه هاشو بدون هيچ گونه اعدايي در اختيارت مي گذاره, نازي بهت دلگرمي مي ده نازي در حالي كه درد تمام بدنتو گرفته خنده به صورتت مي آره
سه روز گذشته رضا و نازي منو يك لحظه هم تنها نگذاشتن الان هم با اينكه اشك در چشمانم حلقه زده در تلاشم كه كلمه اي رو پيدا كنم تا شايد بتونه گوشه اي از محبت هاشونو بيان كنه ولي ناتوانم چون احساساتم از همه كلمه هاي خوب لغت نامه هاي دنيا بزرگترن پس فقط به اين جمله ها پسنده مي كنم
رضاي عزيزم اميدوارم روزي بتونم گوشه اي از محبت هايت رو جبران كنم اگر چه سوپ هايت شور ترين سوپ هاي دنيا بود ولي شيرين ترين هديه, اخرش هم خودم برات يك دختر خوشگل كرماني پيدا مي كنم
نازي عزيزم ممنونم از همه توجه و مهرباني ات, ممنون از تماس هايت قبل از عمل در طول عمل و بعد از عمل, ممنون از جوك هات, ممنون از خبرهاي وبلاگي ممنون براي همه نصيحت هايت ممنون از اينكه وقت مي گذاشتي هر چند وقت يك بار زنگ مي زدي خدا مي دونه كه بين تلفن هات چقدر دلم برايت تنگ مي شد اميدورام يك روز بتونم گوشه اي از محبت هاتو جبران كنم