اندی- دارم می روم به تهران

+Watch Video



حاجی واشنگتن
ايتاليا و ايتاليايي
بهار
بلوط
ا. ش
از پشت يك سوم
From Berkeley
بایرامعلی
خورشيد خانم
تمشك
ماکان
یغورت
آذرستان
زن نوشت
خانم حنا
ميرزا پيكوفسكي
آقا حميدرضا
آن سوی دیوار
نق نقو
آلوچه خانوم
شبیر
مریم
علف هرزه‌
FarNice
دختر كولي
روژ
سرزمین رویایی
مريم گلي
جيرجيرك
آزاده عصاران
عسل بانو
کرمانیان
خيلي دور، خيلي نزديك
مرا زندگي کن
صبا بی‌قرار
*قاصدک
Iran-Italiano
سام كوچولوي عزيز
سارا و پاییز
رویاهای گمشده
Gargle me
اميد معماريان
روز برمی آید
ساعت شنی
از زندگی
زندگي روي ترن هوايي
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
| Main |
عشق من سينما
»

از اعلي حضرت چه خبر

June 15, 2007


زنده ام, نمرده ام ولي حوصله ندارم , يك عالمه چيز براي نوشتن دارم ولي نمي دونم چرا دستم به نوشتن نمي ره مثلا كلي چيز مي خواستم از مهماني اين خانم كه هفته پيش بود بنويسم, راستش اينقدر اون شب به من خوش گذشت كه وقتي ساعت پنج صبح داشتم برمي گشتم خانه ماهيچه هاي صورتم از شدت خنديدن درد گرفته بود, چه مي شه كرد از موقعي كه اومديم غربت خنديدن يادمون رفته, صورتم به خنده هاي ته دلي عادت ندارهִ ولي خدايش خيلي خوش گذشت اينقدر هم خورده بودم كه نفسم تا ته ريه ام نمي رسيد خلاصه اون شب جشن و پايكوپي رو به رسم نازي جون رو ياد گرفتيم اگر چه به قيمت تنگي نفس و صورت درد تمام شد ولي شبي بود به ياد ماندنيִ

راستش اين روز ها احساساتم مثل ترن هوايي هست هي بالا مي ره هي پايين مي آد, وقتي به آيينه نگاه مي كنم احساس عجيبي دارم از اينكه قيافه ام عوض شده دلم مي گيره نمي دونم چرا ولي دلم براي ديروز خودم تنگ مي شه اون موقع هست كه تره هوايي مي آد پايين اما وقتي تازگي ها مي خواهم سمت راست يا چپم رو ببينم ديگه نبايد سرم رو ١٨٠ درجه بچرخونم خوشحآلم چون فقط با يك چرخش كوتاه همه چيز ديده مي شه و ترن هوايي بد جوري مي ره بالاִ چه مي شه كرد زندگي همينه ديگهִ

اين ٣ هفته گذشته بابام در اومد حالا از درد هاي عمل بگذريم بنده خر شدم يك كلاس فشرده ٣ هفته اي در مورد علوم سياسي آمريكا برداشتم چون براي فارغ تحصيل شدن به واحد هايش احتياج دارم, يك كتاب ٣٨٠ صفحه اي رو امروز امتحان دادم هر روز مي بايست گزارش بنويسم به خدا اين ٣ هفته از بس كلمه دمكراسي شنيدم به اين كلمه حساسيت پيدا كردم ديشب هم خواب ديدم كه دكترجراحم داره ازم در مورد بند سوم قانون اساسي آمريكا سوال مي كنه من هم دارم قانون هاي دايناميك رو براش توضيح مي دهم , بيچاره مغزم سيم هاش قاطي كردهִ

اين روز ها دلهره هاي زيادي دارم چون مي خواهم تصميم هاي جدي بگيرم گلاب به روي همهتون دعاهاي هيچ كدومتون اثر نكرد و بنده كلاس دايناميك رو رد شدم با اينكه امتحان پاياني رو نمره بالا گرفتم ولي جمع نمره كل ترم دي شد و اعلي حضرت مردود شدن, اين اولين بار هست در عمرم كه يك كلاس رو پاس نكردم راستش زياد هم ناراحت نشدم چون بيش از حد از خودم انتظار دارم من ١٨ واحد كه همه هم مهندسي بودن برداشتم هفته اي پنجاه ساعت كار مي كردم تازه اين جريان هاي جشن هاي نوروز و بقيه هم بود ديگه سر دايناميك سقوط كردم بخاطر همين مي خواهم ديگه كار نكنم برم زير قرض و وام تا اين يك سال و نيم باقيمانده از درسم تمام بشه ولي دلهره دارم دست و پايم خيلي بسته مي شه ولي از طرف ديگه نمي تونم هم خدا رو بخواهم و هم خرما خلاصه بد جور ترس برم داشته

اين قند عسل وبلاگستان آخرش منو ازكار رو زندگي مي اندازه اينقدر عاشقش شدم كه هر وقت مي بينمش مي خواهم هم كار و هم مدرسه رو ول كنم برم بابا بشم ولي مي ترسم وقتي بچه رو بهم مي دن همه اش دماغ باشه اون وقته كه تا گردن سرم كلاه رفته

يادتون مي آيد چند چند وقت پيش ازتون خواهش كردم كه برويد در يك سايت به دوست ايتاليايي من راي بدهيد؟ خوب دست تون درد نكنه چون برنده شد و بهش در نيويورك جايزه دادن , من نتونستم بروم ببينمش ولي عكس هاشو برام فرستاده وقتي ديدمش از خوشحالي گريه ام گرفته بود ممنون از تمام شما هايي كه رفتيد بهش راي داديد

اين هم عكسش در نيويورك


قابل توجه خانم هاي دم بخت اين آقا مجرد مي باشن و شديدا هم به دختران و فرهنگ ايراني علاقه دارن خلاصه شماره كارت اعتباري بفرستيد من شماره تلفن مي دهم

خوب ديگه من برم خيلي حرف زدم

پִن: مي دونستم اين جونور سيسيلي آخرش منو بلا نسبت لحاف كش مي كنه!




2:36 AM

Comments

Dorood, javoon man iek rahe hal barat soragh daram, mikooobi miri paieen samte LA pore az dokhtaraye pooldare bi khasiat. dandoonato tiz kon iedoone begir (albatte tako took dokhtare khoobam peida mishe age shans dashte bashi) intori moshkele malitam hal mishe

vaghty aksaye party e nazy ro didam va hame mast boodin o miraghsidin, hasoodim shod, goftam bi khiale technology besham biam state haie kamtar pishrafte, midooni donya dorooze, doroste ke inja pishrafte tare vali man delam pishe sadegi o bi shile pilegie californiast :)


moraghebe hameie bachehaye goroohemoon bash

Bye
Siah Edward Golabdooz
PS. sorry my computer does not have farsi keyboard right now!

Siah | June 15, 2007 4:52 AM

آقاي گلابدوز ورپريده شما عكس هاي ما رو كجا ديديد؟ بنده غلط بكنم م س ت بشم
;-)
dar morde pishnahad ham fekr khahad shod

اعلي حضرت حاج آقا | June 15, 2007 5:42 AM

یور ماژستی
خوب شد خبری شد ازت داشتم نگران میشدم کم کم
این عکسها از کجا لو رفته؟ این جماعت ایمیگرنتز عکسها رو دیدن!!!
دست جی جی که دوربین نبود!
اگر بفهم کی ما رو فروخته؟

بایرامعلی | June 15, 2007 10:59 AM

این گلابدوز رو من از اولش هم می دونستم دستش به سی آی ای تو یک کاسه هست. اصلا قیافه اش تابلو بود. هی من گفتم شما گفتید این قیافه همه اصفهانی هاست. دیدید. این اونقدر کارش درسته که عکسهای شبی رو که اصلا هیچکس دوربین هم نداشت دیده. فکر کنم با گوگل ارث ردیابی کرده. خودتون دیدید که چقدر سنگ گوگل رو هم به سینه می زنه.
حالا باز خوبه تو ایالتشون کامپیوتر پیدا میشه. چون من شنیدم اونجا هفته ای یه بار آب رو وصل می کنن که ملت برن حموم و ظرفاشون رو بشورن.

مهران یه زنگ به من بزن. کارت دارم.

Leva | June 15, 2007 11:36 AM

Alahazrata!

1. You are too kind to me! It's funny how someone had a camera and took pictures of things that didn't happen! Mast o raghsan, that's interesting!
2. Sorry about your Dynamics course. It is bad news, but not bad enough for you to a) quit your job, b) be depressed, and c) go have a baby--regardless of his nose size! It is so obvious you have been a "bacheh kharkhoon" all your life, never having failed a course! Chill!
3. I'm so glad for your friend's award!
Be good Ala Jan.

Nazy | June 15, 2007 11:58 AM

به قول نازی:رقص؟ مستی؟آقا کی داره ما رو میفروشه
بعد اعلی جان شما که 5 برنگشتی!
گرفتی خوابیدی.
همش تقصیر منه اونشب دلم سوخت از بالای بی بریج ننداختمت پایین
:))

بایرامعلی | June 15, 2007 12:12 PM

آقاي بايرامعلي گل من بايد از شما سوال كنم كه عكس ها از كجا لو رفته؟ شما فقط دوربين بدست بوديد حتي جي جي هم اين دفعه حواسش به قليون بود,,, شما چرا من را مي خواهيد از بي بريج بياندازيد؟ من كه تمام ممالك اروپا رو تمام اختيار به شما واگذار كردم ديگر خطري براي شما نيست كه ما را از بي بريج پايين بايندازيد, بيرام جان ببخشيد كه هنوز جواب تلفن شما را ندادم فردا حتما بهت زنگ مي زنم

لوا خانم مي گيد زنگ بزن بعدش به منشي تان مي گوييد كه بگويد بيزي هستيد؟ دوباره با شما تماس خواهيم گرفت

اعلي حضرت حاج آقا | June 16, 2007 1:13 AM

dorod bar hazrate homyooni man be tazegi be didar in blog moshraf gashtam besiar masroorim

sogol | June 17, 2007 1:37 AM

Sogol jan khayli khosh amadi

اعلي حضرت حاج آقا | June 17, 2007 2:48 AM

خب اين ايتاليايي ها به خوش قد و قامتي , حوش تيپي معروفن ولي از اون ور هم كمي بي وفان
با اين حال جهنم و ضرر ما هستيم :))))))

maryam | June 18, 2007 10:24 PM

من میگم شما بیا پدرخوانده پسر ما شو که هم ما خوشحال بشیم هم شما.
مرسی از لطفت.

نگران دماغ هم نباش که پسر ما هم آباده اما من چون عکاس خوبی هستم نذاشتم کسی بفهمه. شما هم برو عکاسیت رو خوب کن.

بی تا | June 18, 2007 11:17 PM

mn ke az khodame bita jan

اعلي حضرت حاج آق | June 19, 2007 1:22 AM