




mi ricordo quella stanza buoia
una finestra piccola
un momento,
un respiro,
un amore
in un notte di augusto da solo
mi ricordo la storia, la storia di Amore
momenti di speranza, momenti nell tuo abbraccio
momenti da ricordare, da amare
un momento di finta
un sorrisso trieste
una amore pazzo
un imagine
un uomo solo
un respiro unreale
una storia che rimassta solo un segreto
Comments
سلام مهران عزیز.یادم است وقتی که تازه آمده بودی و من هم در پیوند بودیم.اما حاا که گذشته است هنوز نمیدانم ماجرا چه بوده.که طوفانی شد و ما را باد با خودش برد.از پیوندها...منم دندانم را کشیده ام.و تو نوبت دندان پزشک داشتی و من منتظر و تو نرفتی و بدون اینکه ببینیم یکدیگر را.به هر حال میخواستم بگویم من بودم آن موقع و حتما هم تو هم بوده ای...شاید ساعتهایمان با هم نبودند.شاد باشی
حامد | June 28, 2007 11:31 AM
????
اعلي حضرت حاج آقا | June 28, 2007 11:37 AM
جناب اعلی حضرت حاج آقا ما را با این شعر و کلام ایتالیایی بردی به روزهای پر از خاطره گذشته ها. براوو
Ali | June 28, 2007 4:49 PM
سلام مهران جان. زيبا بود چند وقت پيش يه شعر از شل مي خوندم كه مي گفت همه چيز قديما يه جور ديگه بود و همه چيز ساده وقشنگ تر بود اهنگ گوگوش صداهاي قديمي خوانددهاي قديمي و چه قد ناراحتم كه يه خواننده با صداي ساده و زيبا مثه مهستي ديگه نيست
خوب باشي مهران عزيز
ازاده86 | June 30, 2007 12:55 AM
Ala Jan. Thank you. I remember this song...I also remember a time when Italian music and cinema was profoundly present in Iranian life and culture. Ma per que! I remember! Ciao Bello!
Nazy | June 30, 2007 7:40 AM
هين ؟آقا يكي واسه بي سواتا ترجمه كنه
Anonymous | June 30, 2007 9:19 AM
خیلی جالب بود! خوشحالم که به دلیل علاقه ای که به زبان ایتالیایی داشتم و زمانی شروع به یادگیری اش کرده بودم توانستم برخی قسمت هاش رو متوجه بشم و البته ترجمه رو هم که در پست بعدی دیدم باز هم لذت بخش بود.
از زندگی | July 2, 2007 3:22 AM