Al Bano & Romina Power - Felicita

+Watch Video



نق نقو
سارا و پاییز
شبیر
آن سوی دیوار
حاجی واشنگتن
آذرستان
بهار
از پشت يك سوم
ميرزا پيكوفسكي
مریم
Gargle me
کرمانیان
ايتاليا و ايتاليايي
From Berkeley
خورشيد خانم
تمشك
بلوط
صبا بی‌قرار
ماکان
جيرجيرك
بایرامعلی
عسل بانو
خيلي دور، خيلي نزديك
آلوچه خانوم
آزاده عصاران
آقا حميدرضا
سرزمین رویایی
روز برمی آید
رویاهای گمشده
Iran-Italiano
مرا زندگي کن
زن نوشت
ا. ش
خانم حنا
اميد معماريان
مريم گلي
علف هرزه‌
FarNice
ساعت شنی
روژ
از زندگی
یغورت
دختر كولي
زندگي روي ترن هوايي
سام كوچولوي عزيز
*قاصدک
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
« June 2007 | Main | August 2007 »

July 31, 2007
براي شما و براي خودمִ براي شما كه خوبيد و براي خودم كه مي خواهم خوب باشم, ترانه اي كه يادگار سال هاي دوست داشتي گذشته است شرمنده شما هايي كه نمي توانيد ببينيد اي كاش مي توانستم كاري كنم... ادامه

يك دلار هم مي تواند كمك باشد اين را بخوانيد... ادامه

مرحمي كوچك بر زخمي بزرگ

July 30, 2007
روزي روزگاري بر سرزمينت ديوي سياه حكومت مي كرد, ديوي خونخوار كه سياهي اش دامن مردمان سرزمين من را هم گرفتִ نسل من در زير بمب هاي شبانه آن ديو بزرگ شد چه روز هايي بود" صداي آژيري را كه مي شنويد صداي آژير قرمز است لطفاִִִִִִ" زمان گذشت اين ديو سياه ذليل شد اگر چه به بهاي خرابي... ادامه

نقاشي هاي سياه و سفيد

July 28, 2007
گلدن گيت اگر براي توريست ها عظمت داره و براي مردم سن فرانسيسكو منبع غرور است براي من سمبل پايان راه هستִ راهي كه دوازده سال از بهترين سال هاي زندگي ام رو براي پيمودنش دادم, سالها پيش در زير آسمان پرستاره كوير كرمان با خودم شعر پشت دريا ها شهري است را زمزمه مي كردم و امروز وقتي... ادامه

تعطيلات

July 27, 2007
امروز به ميمنت و مباركي كلاس تابستاني ما تمام شد و از امروز رسما تعطيلات براي ما شروع مي شود, گوش شيطون كر, اينطوري كه معلومه اين دفعه واقعا بنده عازم شيكاگو خواهم شد... ادامه

افكار من در نيمه شب

July 26, 2007
واقعا آرزو ها چقدر مي توانند بزرگ باشن؟ مرز آرزوهاي بزرگ تا كجا ها مي رسه؟ آيا واقعا مرزي براي آرزوها هست؟ داشتم به اين فكر مي كردم اون كسي كه يكي از آرزوهاي بزرگش داشتن يك ويلاي چند ميليوني بوده و يك روز به آرزويش مي رسه بعداز اون روز زندگي اش چه معني داره؟ آيا به آخر... ادامه

سلماني

July 25, 2007
يكي از همكاران من كه هندي هم هست ديروز اومده مي گه يك سلماني جديد باز شده كه چند تا خانم خوشگل اونجا كار مي كنن كارشون هم خيلي درسته قيمتش هم خيلي ارزونه , اينقدر گفت و گفت كه من هم خر شدم امروز رفتم سلماني كه تازه باز شده تا كه وارد شدم ديدم پنج , شش... ادامه

دوست قديمي

July 23, 2007
امروز صبح با بهترين دوست دوران دبيرستانم صحبت كردم , الان شش ماه است كه بابا شده, خدا يك پسر بهش داده, دوستم اسم منو براي پسرش انتخاب كردهִ احساس عجيبي دارم من و باباي اين پسر كوچولو بهترين سال هاي نوجواني مان را با هم گذرانديم, خاطرات مشترك بسيار زيادي داريم عشق هاي دبيرستاني, روزهاي خنده هاي بي... ادامه

عروسي

July 21, 2007
با تاییدات خداوند متعال به میمنت و شادمانی جشن عقد کنان دوشیزه آذر و آقای ه زیباترین شب زندگی خود را جشن میگیرندتا آنرا به بیادماندنی ترین سپیده عمر متصل نمایندومنتظر حضور شما سروران و عزیزان در این ضیافت شادی و موعد شیرین وصال هستندتا حلاوت آن را با شماتقسیم کنند. از کلیه دوستان عزیز بلاگی ٬ مجازی٬ خوانندگان... ادامه

زلزله

July 20, 2007
ساعت ٤:٤٠صبح است داشتم وبلاگ مي خواندم كه ديدم زمين دور سرم مي چرخد, فكر كردم خوابم مي آيد ولي ليوان آب از روي ميز افتاد و دوزاري ما هم افتاد كه زلزله است بله خيلي هم قوي بود آخرش اين زلزله هاي سن فرانسيسكو كار دستمان مي دهد, برم سي ان ان ببينم كه چقدر قدرت داشت... ادامه

گتسبي بزرگ

July 18, 2007
يكي از فايده هاي درس خواندن در آمريكا آنهم براي ليسانس, گرفتن درس ها عمومي هستִ اينجا در هر رشته اي كه درس بخوني بايد يك سري كلاس هاي عمومي بگيري كه بعضي از اين كلاس ها مثل علوم سياسي پدر درمي آره و خيلي هاي ديگه از اين كلاس هاي خوب و مفيد هستن من تجربه درس خواندن... ادامه

زنده بودن

July 15, 2007
نقاشي از استاد فرشچيان شايد هيچ موفقيتي در زندگي انسان بهتر از خود شناختن نباشه! بنظرمن اگر انسان خودشو و درونشو نشناسه نمي تونه هيچ وقت در زندگي اش احساس خوشبختي كنهִ شايد تمام عمر آدم طول بكشه تا يك نفر بتواند به درون خودش پي ببره ولي مهم اينه كه انسان حتي براي يك روز هم كه شده... ادامه

هویت ملی ما فروشی نیست

July 14, 2007
امروز با ديدن اين خبر حسابي ذوق كردم, كليمي ها عزيز ايراني حاضر نشدن با پول و وعده زندگي بهتر ايران رو ترك كنن وبه كشور هاي ديگه مهاجرت كننִ حآلا شايد بگين من چرا اين حرف رو مي زنم, من كه از هيجده سالگي از ايران خآرج شدم و خيال برگشت هم ندارمִ قبول! شايد من لايق نباشم... ادامه

! نوستالژی افشانی

July 11, 2007
حالا كه در وبلاگشهر نوستالژی افشانی داره مد مي شه من هم مي خواهم خودمو زود بندازم وسط كه وبلاگم از مد نيافته!!! اينهم عكس ٤ سالگيم من اوني هستم كه ايستاده و اون كسي كه نشسته پسر عمه من هست كه دو ماه از من بزرگتر مي باشد يادم مي آد صبح همون روز كه تولد پسر عمه... ادامه

صبح بخير سرزمين آرزوهاــ قسمت پنجم

July 10, 2007
براي قسمت چهارم به اينجا برويد رئيس جمهور جديد من وقتي چشم هايم رو باز كردم براي يك لحظه فراموش كردم كجا هستم ولي باديدن چمدانهايم در گوشه اطاق همه چيز يادم آمد به ساعت نگاه كردم ساعت ٨ شب بود باور نمي كردم كه ٢٦ ساعت خوابيده باشم ليوان آبي كه جوانا در كنار تخت برايم گذاشته بود... ادامه

صبح بخير سرزمين آرزوهاــ قسمت چهارم

July 9, 2007
براي قسمت سوم اينجا برويد افسانه هاي آسيايي بعد از حدود نيم ساعت رانندگي در اتوبان هاي عريض در وسط شهري صاف و بي ريخت تاكسي جلوي يك خآنه بزرگ ايستادִ از تاكسي پياده شدم پول تاكسي رو دادم وبا چمدان هاي بزرگم كشان كشان به طرف در خانه رفتم , پشت در خانه كه بودم صدا هاي زيادي... ادامه

صبح بخير سرزمين آرزوهاــ قسمت سوم

July 8, 2007
تقديم به تمام كساني كه كامنت ها و ايميل هاشون منو مجبور به اداي قولم كرد خودتون مي دونيد كي هستيد براي قسمت دوم به اينجا برويد دست و پايم مي لرزيد, قلبم با شدت مي زد دلم مي خواست بر گردم توي هواپيما و التماس كنم كه منو با خودشون برگردونند همان جايي كه بودمִ مات و مبهوت... ادامه

Happy 07/07/07

July 7, 2007
Deep in my heart, there's a fire That's a burning heart Deep in my heart, there's desire for a start I'm dying in emotion It's my world in fantasy I'm living in my, living in my dreams You're my heart, you're my soul I keep it shining everywhere I go You're my heart, you're my soul I'll be holding... ادامه

How to do offsite/remote computer projects and make money?

July 5, 2007
اين پسر خآله نابغه ما يك كتاب راهنما نوشته براي افرادي كه دنبال گرفتن پروژه هاي بزرگ كامپوتري در خارج از ايران هستن جديدا تصميم گرفته كه اين كتاب رو بطور مجاني در اختيار مخاطبان قرار بده, اين كتاب رو خوب بخوانيد و كار برنامه نويسي در خارج از كشور پيدا كنيد اينطوري ديگه احتياج به دلال هاي مفت... ادامه

ابي , سن ديگو , تاتسو

July 3, 2007
دلم هواي خانه رو كرده ولي خانه كجاست گريه نكن گريه نكن اي بانوي من براي اين دربه در بي سرزمين گريه نكن پִن١: ما رفتيم لس آنجلس ولي سر از سن ديگو در آورديم ـ از منفعات سفر به سبك آذربايجاني كرماني ـ ماجيك مانتون هم بي نهايت گرم بود ولي بي نهايت خوب, امسال يك دستگاه جديد... ادامه

لس آنجلس مي رويم ما

July 1, 2007
اين دوست تازه وارد ما آقا رضا امروز ما رو قانع كرد كه همرايش برم لس آنجلسִ اين آقا رضا بلانسبت خيلي از شما ها اهل آذربايجان٭ هست و برنامه ريزي خيلي جالبي دارهִ فردا صبح قراره حركت كنيم به طرف جنوب شب آنجا بخوابيم دوشنبه هم بنده كلاس ام رو ول كنم برويم ماجيك ماونتونִ شب هم مثل... ادامه