




اين دوست تازه وارد ما آقا رضا امروز ما رو قانع كرد كه همرايش برم لس آنجلسִ اين آقا رضا بلانسبت خيلي از شما ها اهل آذربايجان٭ هست و برنامه ريزي خيلي جالبي دارهִ فردا صبح قراره حركت كنيم به طرف جنوب شب آنجا بخوابيم دوشنبه هم بنده كلاس ام رو ول كنم برويم ماجيك ماونتونִ شب هم مثل دوتا مرده متحرك برگرديم سن فرانسيسكوִ من هم كه كرماني خلوش٭٭ قبول كردمִ خلاصه وقتي يك كرماني و يك آذري به هم مي رسن از اين بهتر نمي شه
٭مي دونم كه او اينجا رو نمي خونه از اين غلط هاي زيادي كردم وگرنه بنده مگر جرات دارم جلوش از اين حرفها بزنم
٭٭ خلوش يعني ساده خيلي ساده و يك كم خل اينقدر ساده كه اگر بگي ماه از آسمون كنده شده افتاده زمين خلوش بر مي گرده مي گه: خاك بر سرم چند نفر كشته شدن؟
اين ترجمه شعر ايتاليايي من به فارسي هست كه علي دوست عزيز و قديمي من اون رو ترجمه كردهִ علي عزيز واقعا ممنونم
آن لحظه را به خاطر میارم
آن اتاق تاریک را
آن دریچه کوچک
آن لحظه
آن نفس
آن عشق
در یک شب تنهای آگوست
به یاد میارم آن داستان را
آن داستان عشق را
لحظه های امید
لحظه های در آغوش تو بودن
لحطه هایی که برای همیشه در خاطره میمانند
لحظه های عشق
یک لحظه تقلبی
یک لبخند غمگین
یک عشق دیوانه
یک تصویر
از یک مرد تنها
یک نفس دروغی
یک داستان که برای همیشه مثل یک راز به یادگار میماند
Comments
در پست قبلی شخصی درخواست کرده بود که شما ترجمه شعر خودتان را بنویسید. با اجازه خودتان ترجمه شعر پست قبلی شما را به خوانندگان شما تقدیم میکنم
آن لحظه را به خاطر میارم
آن اتاق تاریک را
آن دریچه کوچک
آن لحظه
آن نفس
آن عشق
در یک شب تنهای آگوست
به یاد میارم آن داستان را
آن داستان عشق را
لحظه های امید
لحظه های در آغوش تو بودن
لحطه هایی که برای همیشه در خاطره میمانند
لحظه های عشق
یک لحظه تقلبی
یک لبخند غمگین
یک عشق دیوانه
یک تصویر
از یک مرد تنها
یک نفس دروغی
یک داستان که برای همیشه مثل یک راز به یادگار میماند
Ali | July 1, 2007 4:06 AM
علي جان منִ اشك به چشمانم آمد , اين براي اولين بار بود كه ترجمه فارسي اش را مي ديدم, من شعر نوشتن رو خيلي دوست دارم اين شعر اولين شعري هست كه به ايتاليايي نوشتم ولي هيچ وقت به فارسي بهش فكر نكرده بودم واقعا ممنونم دوست عزيزم , يك هديه عالي بود عزيز جان
اعلي حضرت حاج آقا | July 1, 2007 4:26 AM
So, that's where you are! I hope you have a good time with Reza. I'm not sure you deserve to have any more fun, but Reza does, so that's o.k. Be good and enjoy yourself Alahazrat Haji Jan.
Nazy | July 1, 2007 7:45 AM
So, that's where you are! I hope you have a good time with Reza. I'm not sure you deserve to have any more fun, but Reza does, so that's o.k. Be good and enjoy yourself Alahazrat Haji Jan. And the poem is very sweet, too! Since the poem is so nicely translated into Farsi, and now we know what happened in that August, I would like to know, what really did happen in that August? (See, you are kholoosh and I am fozool!)
Nazy | July 1, 2007 7:47 AM
اصل ایتالیاییشم میذاشتی دیگه :)
FarNice | July 1, 2007 12:23 PM
ااااا! خب من الان دیدم پست قبلیو . ببخشیددددددد
FarNice | July 1, 2007 10:58 PM
پی ی ی !!؟
بالام جان
تورچارا مسخره میکنی؟
بهروز | July 1, 2007 11:45 PM