Al Bano & Romina Power - Felicita

+Watch Video



آن سوی دیوار
بهار
ميرزا پيكوفسكي
حاجی واشنگتن
بلوط
خيلي دور، خيلي نزديك
ماکان
نق نقو
آقا حميدرضا
Iran-Italiano
آذرستان
شبیر
مریم
از پشت يك سوم
کرمانیان
رویاهای گمشده
بایرامعلی
خورشيد خانم
مرا زندگي کن
تمشك
آلوچه خانوم
From Berkeley
سرزمین رویایی
زن نوشت
عسل بانو
FarNice
Gargle me
مريم گلي
روژ
صبا بی‌قرار
اميد معماريان
سارا و پاییز
ايتاليا و ايتاليايي
آزاده عصاران
خانم حنا
جيرجيرك
دختر كولي
روز برمی آید
ا. ش
علف هرزه‌
ساعت شنی
از زندگی
یغورت
زندگي روي ترن هوايي
سام كوچولوي عزيز
*قاصدک
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
سالروز
| Main |
تابستان خنك
»

08/08/96

August 8, 2007

امروز سالروز روزي است كه براي هميشه در دفتر زندگي من ثبت شده


سارا مي نويسد
داشت میومد ایران . میگفت : دلهره دارم . از روبرو شدن با آدمهایی که این همه سال فقط صداشونو شنیدم.مادرم.پدرم.خواهرم.تو. پرسیدم : چرا؟ گفت :داشتم میرفتم یه پسربچه بودم . معصوم و خجالتی. حالا یه مرد
شدم . بزرگ شدم...دلهره دارم نمیدونم دوست من. من به سالگردها همیشه احترام میزارم. یه چیز مقدسی هست توی روزهایی که منتظریم تا بهشون بگیم :"...مین ساگرد" یه حس غریبی داره.و امروز ،در اتاق خودم با این همه دلبستگی که موج میزنه زیر سقفش ، به روز رفتن که فکر می کنم پشتم می لرزه . به اینکه من آیا در ...مین سالگرد ریشه کندن و دل جا گذاشتنم تو این خاک چه خواهم نوشت....

بايرامعلي مي گويد

1:43 AM