Al Bano & Romina Power - Felicita

+Watch Video



بلوط
سرزمین رویایی
Gargle me
شبیر
مریم
کرمانیان
آذرستان
From Berkeley
بهار
ميرزا پيكوفسكي
از پشت يك سوم
رویاهای گمشده
مريم گلي
حاجی واشنگتن
مرا زندگي کن
ماکان
نق نقو
خيلي دور، خيلي نزديك
بایرامعلی
روژ
تمشك
خورشيد خانم
آلوچه خانوم
صبا بی‌قرار
اميد معماريان
آن سوی دیوار
سارا و پاییز
ايتاليا و ايتاليايي
آزاده عصاران
خانم حنا
جيرجيرك
زن نوشت
FarNice
عسل بانو
دختر كولي
آقا حميدرضا
روز برمی آید
Iran-Italiano
ا. ش
علف هرزه‌
ساعت شنی
از زندگی
یغورت
زندگي روي ترن هوايي
سام كوچولوي عزيز
*قاصدک
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
Iranians On The Internet
| Main |
آرزو هاي كوچك من
»

بخاطر دارم

August 24, 2007
چشم هايت را بخاطر دارم

آبي بود مثل دريا

زلف هايت را بخاطر دارم

قهوه اي بود مثل خرما

بدنت را بخاطر دارم

سفيد بود مثل بلور

بوسه هايت را بخاطر دارم

شيرين بود مثل عسل

نفس هايت را بخاطر دارم

خوشبو بود مثل ياس

حرف هايت را بخاطر دارم

همش دروغ بود مثل شب هاي لاس وگاس

شايد هيچ لحظه اي در زندگي انسان به اندازه طلاق تلخ نباشه.

زخم خورده ام


5:48 AM

Comments

بحسن و خلق و وفا کس بیار ما نرسد
ترا درین سخن انکار کار ما نرسد

اگرچه حسن فروشان بجلوه آمده اند
کسی بحسن و ملاحت بیار ما نرسد

بحق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
بیار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی
بدلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد ببازار کاینات آرند
یکی بسکه’ صاحب عیار ما نرسد

دریغ قاقله’ عمر کانچنان رفتند
که گردشان بهوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد بخاطر امیدوار ما نرسد

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه’ او
بسمع پادشه کامگار ما نرسد

"حافظ"

Nazy | August 24, 2007 7:03 AM

تلخ!

از زندگی | August 24, 2007 7:40 AM

My friend, don't look back. Let the past rest in the past. Life could and will change for better.

jeerjeerak | August 24, 2007 9:50 AM

Easy bro, easy,
It was past, I know ,it is difficult, but just forget.

bayramali | August 24, 2007 11:23 AM

آره . موافقم.جدایی همیشه تلخه . اینکه میگن به نفع ات بوده و فلان همش کشکه . همه اون حرفا رو آدم میسازه که تلخی ماجرا رو بتونه تحمل کنه.

آهو | August 24, 2007 11:34 AM

تلخ تر اش هم هست اول اینکه بچه داشته باشی و مریض بشه و بعد هم مرگ آدم های عزیز.

اصلن غم و غصه باعث می شه آدم شاعر بشه. مسخره بازی بسه یه کم می فهمم حال ات رو یه غم هایی هست که فقط زمان درد شان را کم تر می کنه به کارلوس سلام برسان سعی کن دعواتون نشه .

.

غزل | August 24, 2007 12:21 PM

همه از هم میبرند و دوباره به هم میپیوندند.دایره هستی
همواره به خود وفادار است


چه مهربونی تو مهران!!اینو از اون گل سرخ امروزت فهمیدم.مهران مهربون زندگی میره جلو و صبر نمیکنه واسه التیام زخمهای ما .اما با جای هر زخم باز هم میشه زندگی کرد. می تونم قسم بخورم اکثر قریب به اتفاق آدمهایی که لینک بلاگشون رو این گوشه نوشتی و بهشون سر میزنی ، تجربه زخمهای عمیقی رو دارند . تو تنها نیستی . همه هستیم و بار هستی به دوش ماست . و .... میگذره

sarah | August 24, 2007 12:35 PM

سلام
وای واقعا زیبا نوشته اید در پست اخیر ....
ممنونم ...

! | August 24, 2007 10:49 PM

Thanks everybody for yor kind words. I am sure I will be ok. I just need time. thanks again

اعلي حضرت حاج آقا | August 25, 2007 12:52 AM

متاسفم / و البته که زخمی نیست که زمان ارومترش نکنه.برات ارزوی ارامش و ثبات دارم

هزارو یک روزنه | August 25, 2007 2:44 AM

خداي نكرده اعليحضرت شهبانو را طلاق داده‌اند كه اين داغ خاطر همايوني را مكدر كرده است؟

Mehdi | August 26, 2007 5:05 AM

Post a comment