Al Bano & Romina Power - Felicita

+Watch Video



آن سوی دیوار
بهار
ميرزا پيكوفسكي
حاجی واشنگتن
بلوط
خيلي دور، خيلي نزديك
ماکان
نق نقو
آقا حميدرضا
Iran-Italiano
آذرستان
شبیر
مریم
از پشت يك سوم
کرمانیان
رویاهای گمشده
بایرامعلی
خورشيد خانم
مرا زندگي کن
تمشك
آلوچه خانوم
From Berkeley
سرزمین رویایی
زن نوشت
عسل بانو
FarNice
Gargle me
مريم گلي
روژ
صبا بی‌قرار
اميد معماريان
سارا و پاییز
ايتاليا و ايتاليايي
آزاده عصاران
خانم حنا
جيرجيرك
دختر كولي
روز برمی آید
ا. ش
علف هرزه‌
ساعت شنی
از زندگی
یغورت
زندگي روي ترن هوايي
سام كوچولوي عزيز
*قاصدک
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
اندي به زمين مي خورد
| Main |
ايراني ها بروي اينترنت
»

مردي كه صدايش آسماني بود

September 5, 2007
يك روز شلوغ رو به شب مي رسوني, وسط كلاس درس تصميم مي گيري بروي اون ور پل تا با دوست هايت شراب قرمز بخوري بعد دوباره بر مي گردي كلاس و آخر شب خسته در حالي كه فكر مي كني زندگي خوب و وفا دار است روي اينترنت مي روي تا ببيني دنيا دست كي هست, كه ناگهان دلت مي گيرد ִ

مرد بزرگي بود هميشه خندان بود,صدايش در بند بند وجودت مي نشستִ قلبش بزرگتر از صدايش بودִ

تابستان ١٩٩٨ يك شب گرم در رم

روي بالكن خانه با هم اطاقي فرانسوي ام نشسته ام, داريم ليمونچلو مي خوريم و به صداي زيباي او گوش مي دهيم و در حالت مستي در آن هواي گرم مرطوب با هم حرف هاي مثلا فلسفي مي زنيمִ بهش مي گم تو فكر مي كني چرا من در اين دنيا ايراني شدم و تو فرانسوي, در حالي مستي چشم هايش را قرمز كرده مي گه: همانطور كه اين پاواروتي خواننده شده و براد پيت هنرپيشهִ و من هم يك شات ديگه از ليمونچلو رو سر مي كشم و مي گم: چرا اين پاواروتي موهايش اينقدر سياه است تو فكر مي كني رنگشون مي كنه؟ مي خنده و مي گه: مو هاشو ول كن تو فكر مي كني كه اين صداي آسماني چطور از اين هيكل گنده و از زير اين همه چربي بيرون مي آد دو نفري مي خنديم در حاليكه چشمهايم به علت مستي ديگه درست نمي ديد مي گم: من دلم مي خواهد در زندگي بعدي برد پيت بشم و او هم بلافاصله مي گه: من هم مي خواهم پاواروتي باشم حتي اگر قرار چاق بشم

پاواروتي مرد بزرگي بود مردي كه خدا هنجره اش را بوسيده بود, صداي پاواروتي براي من يعني ايتاليا يعني رهايي, يعني بزرگ شدن يعني عشق به سرزميني كه هميشه در قلبم خواهد ماندִ

دلم گرفته كنسرت خيره اش را در مودنا در تابستان ٩٩ يادم هست شنيدن زنده صدايش مستي عجيبي را بهت هديه مي داد مستي كه ميليون ها بطري ليمونچلو هم به پايش نمي رسيدִ روحش شادִ



11:11 PM

Comments

ای جان / روحشون حتما شاده که چنین یادگارهایی از خودش گذاشته .لحظات و خاطره ه تو ذهن ادمهایی که قدرشو می دونستند و ازهنرش لذت بردند

1001ROOZANEH | September 5, 2007 11:52 PM

Sad day, today is.

jeerjeerak | September 6, 2007 6:34 AM

Akhay Ala Jan. I'm so sad. Everybody dies someday. We only wish that those who have given us so much joy would die later, as late as possible. I wished it wasn't Luciano Pavoratti's turn yet.

P.S. (What? Red wine on the other side of the rail? I am jealous.)

Nazy | September 6, 2007 7:17 AM

خب. بهت حسودیم میشه که قبل از اینکه بمیره کنسرتشو رفته بودی. همیشه با خودم می گفتم یه روز میرم کنسرتشو. همیشه همینه.نه ؟؟
ولی برام عجیبه آدمهای بزرگی دارن میرن یکی پس از دیگری. نمی دونم این وقت سال اون دنیا چه خبره ....

FarNice | September 6, 2007 11:41 AM

خوش به تو که از نزدیک صداشو شنیدی ... روحش شاد

koli | September 6, 2007 4:11 PM

شنیدن کی بود مانند دیدن
خوش به حالت که تو کنسرتش بودی
بهت حسودیم میشه

پاکدل

پاکدل | September 6, 2007 10:49 PM

اعلی جان نازنین، قلب و روان شما از حزن و اندوه به دور باشد! خداوند به روی هر بنده ای که آفریده بوسه ای زده. هر یک به نوعی گرمی آن را در وجود خود احساس می کنیم. این گونه نیست؟

ا. ش. | September 7, 2007 7:23 AM

آقاي اִش بزرگوار ִخداوند همه بندگان خاكي را بوسه زده كه روح گرفته اند ولي بعضي ها را بوسه فرانسوي زده است كه مهارت هاي مخصوص گرفته اند, مگر نيست كه شيخ پير مي گويد استعداد هاي خداداي ؟؟؟؟؟

اعلي حضرت حاج آقا | September 7, 2007 8:53 AM

بوسه بوسه است اعلی جان دوست داشتنی من، فرانسوی و غیر فرانسوی ندارد! قبول دارم که طعم و مزه اش برای هر کسی یکی نیست، ولی در اصل قضیه فرق نمی کند

ا. ش. | September 7, 2007 1:17 PM

آقا اִش مي تونم بپرسم پس چرا بعضي از آدم ها استعدادشان از ديگران بيشتر است؟ شما اين رو محبت مخصوص الهي نمي دوننين؟

اعلي حضرت حاج آقا | September 7, 2007 3:44 PM

توضیحش این جا خیلی سخته! ما معتقدیم محبت مخصوص و غیرمخصوص وجود نداره. رحمت خداوند وسیع و همه جانبه است. فقط انسان برای درک آن باید "کل هستی" خودش را ببیند که عموم مردم به آن توجهی ندارند، چون تنها به پاره ای از آفرینش خود نگاه می کنند. در مورد استعداد هم قبول دارم که یک سری پایه های متفاوت در آدم ها وجود داره، ولی این همه ی قضیه نیست. بخش مهمترش توجه، ایمان و خواست خود انسان هاست برای رسیدن به آن چه مقصود نظرشان است. البته می دانم که این توضیحات مختصر شاید برایت قانع کننده نباشد.
مستدام باشید اعلی جان

ا. ش. | September 8, 2007 1:02 AM

مهران عزیز
خیلی متاثرکننده س و یادداشت تون هم زیبا بود. روحش شاد

از زندگی | September 8, 2007 9:42 PM

سلام

خيلي جالب بود. اما از انتخابت خوشم نيومد، درسته پاوارتي تيپ و هيكل نداشت اما خداييش براد پيت هم چندان ... نيست. (-:

خيلي خب حالا ناراحت نشو شوخي كردم.

kaveh | September 10, 2007 10:29 AM

kave h jan man va narahat shodan?????? man slan narahat nemisham

اعلي حضرت حاج آقا | September 10, 2007 10:47 AM

شادي روح همه ارواح صلوات! زنهار آن مرحوم صدايي به غايت اِكو آن بورد داشت!

صادق حسيني | September 14, 2007 11:41 AM

Post a comment