يك شب زمستاني در يك شهري كويري
لبانش لاله گوش هايم را مي بوسيدִ دست هايش در دور كمرم حلقه زده بودִ من در يك شب غريب در زير چراغ هاي رنگارنگ مصنوعي به دام گرماي سحر آميز بدنش افتاده بودمִ مي گفت هرچي در لاس وگاس اتفاق بيافتد در لاس وگاس مي ماندִ مي گفت فقط در اينجا در ميان ديوارهاي اين هتل هاي پلاستيكي...
ادامه
ليبرال غربزده كثيف
امروز بعد از سر كار ديدم كه چند تا از اين خانم هاي صورتي پوش صلح خواه جلوي شهرداري سن فرانسيسكو ايستادند و دارند شعار مي دهندִ به بنده هم احساس صلح دوستي دست داد رفتم باهاشان ايستادم كه يكي از آن ها چشمتان روز بد نبيند به من دكمه تبليغاتي را داد كه رويش نوشته بود بوش را...
ادامه
برايم مجسمه فروهر بياوريد
ممنون از نازي عزيز كه امروز به ما فهماند كه مجسمه فروهر يعني چيִ چه كنيم بيسواديم با به قول وحيد جان كه مي گه" اين مهران خيلي پاستوريزه است"ִ من مجسمه فروهر ندارم راستش تا همين امروز صبح هم نمي دانستم اسمش فروهر استִ ولي اگر به ديدن من مي آييد برايم يك مجسمه فروهر بياوريدִ من مجسمه...
ادامه