سر كار و وبلاگ
January 10, 2008
نيم ساعت مانده تا از سر كار بروم خانه, بيكار نشستم پشت ميز و وبلاگ مي خوانمִ به مولا حال مي ده وقتي وبلاگ مي خواني و پول مي گيريִ يك بار هم پس كله ام زده اند ولي من آدم بشو نيستمִ يك ماه ديگر جشن تولد يكسالگي اعلي حضرت حاج آقا استִ واعلي حضرت درفكر آمادگي براي جشن هاي دوهزارپانصد و يك سالگي هستنִ نمي دانم حاج آقا را چكار كنم مي ترسم در روز هاي جشن از غصه دق كنه و بيچآره بميرهִ دارم فكر مي كنم بفرستمش امام زاده تقي زيارتִ
Comments
اعلا حضرت همایونی جونم
از الان تولد همایونی تان را تبریک می گوییم
انشاالله خدا قسمت کند با هم به زیارت برویم
Tameshk | January 10, 2008 5:13 PM
akheyyyy, man delam vase in hajiaghatoon sookt, dar hashiyeye jashnaa ye moloodi ham baraye oon begirim, chetore?
jeerjeerak | January 10, 2008 9:58 PM
به حاج آقا بگوییم که چه دختر های در و دافی ممکن است در جشن حاضر باشند که حتا اگرراضی به صیغه هم نشوند از تماشای شان کلی کیفور خواهد شد پس گردنی کافی نیست
غزل | January 13, 2008 1:17 AM