Al Bano & Romina Power - Felicita

+Watch Video



حاجی واشنگتن
ايتاليا و ايتاليايي
بهار
بلوط
ا. ش
از پشت يك سوم
From Berkeley
بایرامعلی
خورشيد خانم
تمشك
ماکان
یغورت
آذرستان
زن نوشت
خانم حنا
ميرزا پيكوفسكي
آقا حميدرضا
آن سوی دیوار
نق نقو
آلوچه خانوم
شبیر
مریم
علف هرزه‌
FarNice
دختر كولي
روژ
سرزمین رویایی
مريم گلي
جيرجيرك
آزاده عصاران
عسل بانو
کرمانیان
خيلي دور، خيلي نزديك
مرا زندگي کن
صبا بی‌قرار
*قاصدک
Iran-Italiano
سام كوچولوي عزيز
سارا و پاییز
رویاهای گمشده
Gargle me
اميد معماريان
روز برمی آید
ساعت شنی
از زندگی
زندگي روي ترن هوايي
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
when Love finally wins over the discrimination
| Main |
خسرو شكيبايي هيچ وقت نمي ميرد
»

هفتم جولاي ٢٠٠٨

July 15, 2008
Single_Slit-_Fraunhofer2.jpg

آدم وقتي براي بدست آوردن يك خواسته مبارزه مي كنه فقط به خواسته اش فكر مي كند نه چيز ديگه ايִ براش مهم نيست كه در اين راه كه در پيش دارد چه بلاهايي سرش مي آيدִ اما وقتي به قله فتح مي رسد به جايي كه ديگه همه چيز تمام مي شد و آدم مي تواند با تمام وجودش آرزوي برآورده شده اش را حس كند تمام اون سختي ها و استقامت ها جلوي چشمانش ظاهر مي شوندִ

هفته پيش بهترين اتفاق زندگي ام در ١٢ سال گذشته برايم افتادִ اتفاقي كه فكر كنم به پر ماجراترين, سخت ترين و در عين حال سازنده ترين دهه زندگي ام پايان دادִ ولي الان بجايي اينكه خوشحال باشم گيچ هستمִ مات و مبهوت در گوشه اي مي نشينم و به ١٢ سال گذشته فكر مي كنم و روز هاي گذشته مثل قطار از جلوي چشمانم رد مي شوندִ روز هايي كه رفته اند ولي خاطره هاشون براي هميشه همراه من خواهند بودִ

اتفاق هفته پيش به يك دوره ١٢ ساله زندگي من كه مملو بود از سختي, تنهايي, بلاتكليفي ,دل رنجي, استقامت بي اعتمادي و شايد هم كمي دلبستگي پايان دادִ دوره اي كه از يك روز تابستاني در زاهدان شروع شدִ از كوچه پس كوچه هاي شاعرانه رم و از كنار ديوارهاي بتوني كمپ پناهندگي استكهلم و از ميان خار هاي کاکتوس دشت هاي مركز كاليفرنيا گذشت و در يك ظهر تابستاني ماه جولاي در خيابان تاپيا در شهر سن فرانسيسكو پايان يافتִ امروز زندگي من با هفته پيش فرق مي كندִ احساس آرامش مي كنم ولي هنوز گيچ و مبهوت هستمִ

درهاي بزرگ فلزي بلاخره باز شدند, نور روشن بلاخره به اطاق تاريك تنهايي ام رسيد و من با ناباوري ولي دلي سرشار از خوشي, خودم را براي سفر به وطن آماده مي كنمִ



4:01 PM

Comments

ShAdiat har cheh hast mobArak
RAsti, khArhAye OkAliptoos?
Nakonad manzoorat Caktoos ast?

NeghNeghoo | July 15, 2008 4:31 PM

هه هه کاکتوس اقا جان کاکتوس
ممنون از تذکرتان

اعلی حضرت | July 15, 2008 5:53 PM

همایونی عزیز
مبارک ها باشد و امیدوارم که سفر خوش بگذرد.

تمشک | July 15, 2008 9:48 PM

حاج آقا مبارك باشد!
12 سال انتظار بابت هر چيز كه باشه، خيلي سخته، خيلي!

آرام | July 15, 2008 10:03 PM

wow
i am so happy because of that...for you

sara | July 16, 2008 11:29 AM

حاجی جان،

تبریک میگم بهت. همیشه آرام باشی و شاد

آوای نیمه شب | July 16, 2008 2:50 PM

سفرت بخیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

بابک | July 16, 2008 7:54 PM

خوش اومدی دوستم
امیدوارم بهت خوش بگذره که حتما سفر به وطن بعد اینهمه وقت شیرین و لذتبخش خواهد بود

بهار | July 16, 2008 11:57 PM

سفر خوش بگذره دوستم
که مطمئنم برگشتن به وطن و دیدن آدمایی که دوستوشن داری و بعد اینهمه وقت میخوای ببینیشون کلی شیرینو دلپذیره

بهار | July 17, 2008 12:05 AM

Allahazrat jan be salamati ishalah. Khoshhal shodam kolli az khoshhaleyat. Ma shoma ro bebinim gheble alam ghabl az raftan. Eftekhar bedin in tarafha.

Maryam | July 17, 2008 5:50 PM

Allahazrat jan be salamati ishalah. Khoshhal shodam kolli az khoshhaleyat. Ma shoma ro bebinim ghebleye alam ghabl az raftan. Eftekhar bedin in tarafha.

Maryam | July 17, 2008 5:51 PM

سلام
بچه زاهدان سخت گذشت یا راحت زود گذشت یا دیر می ارزید یا نه این راه را امید دارم

جهانگرد | July 17, 2008 7:34 PM

سلام
چه پست خوشحال كننده اي بود. 12سال مدت زيادي هست. فكر مي كنم اان ديگه بايد اينجا باشي. پس خوش اومدي به خاكت:) سياوش قميشي مي گفت ايراني هاي دور از ايران جنگل بدون ريشه ان.به خيلي جاها رسيدن خيلي بزرگ شدن اما چون خاك ايرن نبوده ريشه هاي اين جنگل اميد دارن يه روزي بتونن برگردن. به هر حال اعلي عزيز عر جاي دنيا كه هستي شاد باشي. بعد 12 سال خاطرات تلخ وشيرين مهاجرت كه بعضي هاشونو هم براي ما گفتي روزهاي شيريني و تو ايران برات آرزو مي كنم.

azade | July 17, 2008 9:51 PM

hajiagha omadi hatman be ma khbar bede

Nasim | July 18, 2008 9:32 AM

متاسفم كه اين را مي گويم،‌ولي وقتي برگردي احساس همان كسي را خواهي داشت كه در فيلم
Planet of Apes
وقتي به زمين برگشت ، ديد دنيا افتاده دست ميمون ها. حتما"‌ قبل از اومدن به ايران، زمينه و امكان برگشت به آمريكا را فراهم كن كه اگر پشيمون شدي،‌راه چاره داشته باشي. در ضمن تا رسيدي خانوما دورت مي كنن كه ازدواج كني، ولي عجله نكن. 1

1 | July 21, 2008 12:14 AM

salaam haaji jaane aziz
tabrik migam o omidvaaram hamishe akhbaare movafaghiyateoon ro bekhoonam injaa ! ta'khiram ro bebakshid !

az zendegi | July 25, 2008 12:19 PM

حتما ماهانو ببین .

دیدار | August 12, 2008 12:50 PM

Post a comment