اندی- دارم می روم به تهران

+Watch Video



حاجی واشنگتن
ايتاليا و ايتاليايي
بهار
بلوط
ا. ش
از پشت يك سوم
From Berkeley
بایرامعلی
خورشيد خانم
تمشك
ماکان
یغورت
آذرستان
زن نوشت
خانم حنا
ميرزا پيكوفسكي
آقا حميدرضا
آن سوی دیوار
نق نقو
آلوچه خانوم
شبیر
مریم
علف هرزه‌
FarNice
دختر كولي
روژ
سرزمین رویایی
مريم گلي
جيرجيرك
آزاده عصاران
عسل بانو
کرمانیان
خيلي دور، خيلي نزديك
مرا زندگي کن
صبا بی‌قرار
*قاصدک
Iran-Italiano
سام كوچولوي عزيز
سارا و پاییز
رویاهای گمشده
Gargle me
اميد معماريان
روز برمی آید
ساعت شنی
از زندگی
زندگي روي ترن هوايي
حبه
غزل
مريم بانو
در آمريكا
نسترن
آهو
خودش
دل نوشته هاي بيروت
هزارو يك روزنه



alahazrat.hajagha [at] gmail [dot] com



December 2008
November 2008
October 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007



hamidreza [dot] com
Movable Type 3.33
RSS + Atom
«
هفتم جولاي ٢٠٠٨
| Main |
مصاحبه باعلي كوچولو اين مرد كوچك
»

خسرو شكيبايي هيچ وقت نمي ميرد

July 18, 2008

6_714245.jpg

صبح زود از خواب بيدار مي شومִ مثل هميشه بدون هيچ معطلي لپ تاب ام را كه هميشه كنارم است باز مي كنمִ بي بي سي فارسي و خبر در گذشت خسرو شكيباييִ شوكه مي شومִ باور نكردني است كه هامون ديگر نفس نمي كشدִ نمي توانم حتي تصور كنم كه مرد خانه سبز براي هميشه از پيش ما رفته استִ

خسرو شكيبايي مال نسل من بودִ خسرو شكيبايي با عزت الله انتظامي, جمشيد مشايخي, نصيري , بهروز وثوقي, گوگوش و تمامي ستاره هايي كه از نسل قبل بودند فرق مي كردִ خسرو شكيبايي خوشي ها و بدي ها , درد ها و خنده و دغدغه هاي روزگار من را بروي سينما مي آوردִ خسرو شكيبايي من را بازي مي كرد ִخسرو شكيبايي مال خود من بودִ

اگر چه آن هامون عصبي و عاشق , آن اسير جنگ كه از عشق كيميا اش بخاطر عشق يك غريبه گذشت و آن آقا وكيلي كه مي خواست خانه اش براي هميشه سبز باشد ديگر نقش آفريني نخواهد كرد ولي هيچ وقت از پيش ما نخواهد رفتִ خسرو شكيبايي هيچ وقت نمي ميرد



9:26 AM

Comments

:( khabaresho inja khoondam. asemoon e delam abri shod. hamishe delam mikhast yeki mese oon ke "aatefeh"sh ro seda mikard, mano seda kone.

jeerjeerak | July 18, 2008 11:07 AM

نه!!! چرا؟
حیف!حیف

bayramali | July 18, 2008 11:12 PM

نه!!! چرا؟
حیف!حیف

bayramali | July 18, 2008 11:12 PM

نه!!! چرا؟
حیف!حیف

bayramali | July 18, 2008 11:12 PM

سلام
جایش سبز ،روانش شاد

جهانگرد | July 19, 2008 2:53 AM

:(

azade | July 19, 2008 5:00 AM

آي خونه سبزيها . . . متم رفتم!!!

حسام | July 19, 2008 6:31 AM

فقط مي تونم بگم حيف!

Anonymous | July 19, 2008 7:29 AM

خيلي دلم ميخواست امروز توي مراسم تدفينش بودم.هنوزم باورم نميشه

mojdeh | July 19, 2008 11:53 PM

نمي‌دونم چرا ولي قسمتي از حافظه‌ي ماهاست اين بشر...
قسمتي كه با صداي خاصش هزار تا حرف خاص زد...
روحش شاد

Shobeir | July 20, 2008 11:51 AM

کاش طوری زندگی کنم که بعدِ مردنم هیچ کس شادمان نشود، درست همان طور که خسرو رفت.

قهوه گردی | July 22, 2008 2:09 PM

بارفتن خسروشكيبايي تن رنجو رسينماي ابران خسته ترميشودروحش شاد يادش زنده تر.

آيسان | July 23, 2008 3:19 AM

خدایش رحمت کناد... یکی می‌گفت: راستی چرا ما اینقدر اغراق می‌کنم بعضا؟ این ماجرای نسل و درد

BHY | August 1, 2008 8:32 AM

سلام
اگر چه این پُست واسه چند وقت پیشه اما خب چون من مطالب وبلاگ رو خوندم و از نوع نگارش ساده و بی تکلف اعلی حضرت حاج آقا هم بواسطه ی همین اسم و رسم خوشم اومد گفتم یه سلامی هم ما به سمع و نظرشون برسونیم
چی می شه خب : )
به جایی که بر نمی خوره

واسه خسرو شکیبایی هم فقط می تونم بگم متأسفم، حیف شد که دیگه نیست و گاهی می گم چه خوب که دیگه نیست و نمی بینه دنیا داره چی به سرش میاد و البته آذمای این دنیا

موفق باشی

پاپیروس | August 5, 2008 1:42 AM

سلام
اگر چه این پُست واسه چند وقت پیشه اما خب چون من مطالب وبلاگ رو خوندم و از نوع نگارش ساده و بی تکلف اعلی حضرت حاج آقا هم بواسطه ی همین اسم و رسم خوشم اومد گفتم یه سلامی هم ما به سمع و نظرشون برسونیم
چی می شه خب : )
به جایی که بر نمی خوره

واسه خسرو شکیبایی هم فقط می تونم بگم متأسفم، حیف شد که دیگه نیست و گاهی می گم چه خوب که دیگه نیست و نمی بینه دنیا داره چی به سرش میاد و البته آذمای این دنیا

موفق باشی

پاپیروس | August 5, 2008 1:43 AM

سلام
اگر چه این پُست واسه چند وقت پیشه اما خب چون من مطالب وبلاگ رو خوندم و از نوع نگارش ساده و بی تکلف اعلی حضرت حاج آقا هم بواسطه ی همین اسم و رسم خوشم اومد گفتم یه سلامی هم ما به سمع و نظرشون برسونیم
چی می شه خب : )
به جایی که بر نمی خوره

واسه خسرو شکیبایی هم فقط می تونم بگم متأسفم، حیف شد که دیگه نیست و گاهی می گم چه خوب که دیگه نیست و نمی بینه دنیا داره چی به سرش میاد و البته آذمای این دنیا

موفق باشی

پاپیروس | August 5, 2008 1:44 AM

Post a comment