پايان يك كابوس طولاني
رو به رويم نشسته و با ناباوري بهم نگاه مي كندִ براي فكر آمريكايي اش سخته كه اين حقيقت تلخ زندگي من را درك كنهִ تمام ويسكي كه سفارش داده بود رو سر مي كشه , سرش رو از شدت الكل زياد نوشيدني اش تكان مي دهִ چشم هاي آبي اش را مي چرخاند و دستي در مو هاي...
ادامه